<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>انشای 20</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com</link>
<description>انشای 20 نمونه انشاهای دانش آموزان ایران</description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 31 Jan 2017 09:16:55 +0330</lastBuildDate>
<item>
<title>o,د را درون یک فضا پیما فرض کنید که روی ماه فرود آمده*</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/91</link>
<description>به نام خدا خود را درون یک فضا پیما فرض کنید که روی ماه فرود آمده * حواستان باشد شمارش معکوس شرع شد تا 56ثانیه دیگر سفرمان شروع می شود.این صدای رئیس ما است که دارد تذکرات و بقیه مطالب را توضیح میدهد.چه صدای مهیبی احساس می کنم دارم از زمین کنده می شوم با سرعتی که تا به حال مانندش را ندیده بودم احساس عجیبی است زمین دارد ذره ذره کوچک می شود دیگر ابرها زیر پایم است چه تکانی، فکر می کنم از جو خارج شدیم از مرکز اعلام می شود که با موفقیت وارد مدار خود شدیم .</description>
<pubDate>Tue, 31 Jan 2017 09:16:55 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/91</guid>
</item>
<item>
<title>موضوع انشا در امتحان نوبت اول </title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/90</link>
<description>انشای 20: این موضوعات را هم جناب استاد زمانی زحمت کشیده اند با تشکر از ایشان 👇👇👇 پایه نهم با توجه به مهارت هایی که در نوشتن آموخته اید در باره ی یکی از موضوعات زیر متنی بنویسید الف) دوره ی نوجوانی ب) دردسرهای تلفن همراه ( با فضای طنز) ج) هر چه بگندد نمکش می زنند وای به روزی که بگندد نمک (باز آفرینی مثل به زبان ادبی) پایه هشتم: با توجه به مهارت هایی که در نوشتن آموخته اید در باره ی یکی از موضوعات زیر متنی بنویسید الف) توصیف یک روز بارانی با بهره گیری از</description>
<pubDate>Mon, 02 Jan 2017 14:05:11 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/90</guid>
</item>
<item>
<title>موضوع انشا در امتحان نوبت اول </title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/89</link>
<description>انشای 20: موضوع انشا در جلسه امتحان چیست ؟ عزیزان نگران نباشید برای همگی شما خواهم گفت که موضوعات انشا نوبت اول چیست . به کانال تلگرا م بپیوندید .ensha20@</description>
<pubDate>Sat, 31 Dec 2016 15:19:05 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/89</guid>
</item>
<item>
<title>نکاتی برای نوشتن انشا</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/88</link>
<description>والایی انسان به «اندیشه»ی اوست و اندیشه با کلام و کلمه موجودیّت می‌یابد و کلام همان ادبیات است که از زبان سود می‌گیرد.در نوشتن مانند حرف زدن هر كسی روش و شیوه‌ی منحصر به فردی دارد با این تفاوت كه افراد می‌توانند در نوشتن دقّت وظرافت بیشتری را به كار گیرند. نگارش و انشاء به معنی ایجاد كردن،پرورش دادن، ابداع‌وخلق‌كردن‌است انشاء به معنی نظم دادن به فكر و به معنی ایجاد كلام و سخن و نگارش آن است. وپلی است از ذهن واندیشه به سوی ارتباط با دیگران.</description>
<pubDate>Thu, 29 Dec 2016 18:57:25 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/88</guid>
</item>
<item>
<title>شب وروز</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/87</link>
<description>به نام خالق هستی موضوع:شب و روز —-بازشب زیبای خداوند فرارسید.شبی که مانند گناه دردل یک انسان آسمان را به رنگ سیاه پوشانده است.در شب لکه هایی سفید دیده می شود که گویا برای زیبا کردن شب به کار گرفته می شود. —-آسمانی که مانند دوست می ماند دوستی خوب که خود را در دامان دوستی با شب و روز محاصره کرده است و راه فرارندارد جز اینکه با شب و روز زندگی خود را سپری کند . صداقت را می توان درچشمان آسمان مشاهده کرد زیرا در دوستی با روز وشب تبعیضی قائل نمی شود.</description>
<pubDate>Wed, 16 Nov 2016 17:03:27 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/87</guid>
</item>
<item>
<title>عمر انسان </title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/86</link>
<description>🎼👧🍭Elahe 🍬🍥🎧: بنام اوکه اگرحکم کند محکومیم. اگرپرودگار برای لحظه ای فراموش می کرد که من عروسکی کهنه ام وبه من تکه ای زندگی می بخشید ٬احتمالا هرفکری را برزبان نمی آوردم ٬اما به هر چه برزبان می آوردم فکر می کردم .به هر چیز نه به دلیل قیمت مادی اش که به خاطر مفهومی که دارد بها می دادم .کمتر می خوابیدم و بیشتر خیال پردازی می کردم زیرا می دانم که هر دقیقه که چشم برهم می گذاریم ۶۰ثانیه روشنایی را از دست می دهیم٬هنگامی که دیگران می ایستادند راه می رفتم و</description>
<pubDate>Tue, 15 Nov 2016 19:32:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/86</guid>
</item>
<item>
<title>بهترین پدر دنیا</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/85</link>
<description>بهترین پدر دنیا اصولاً از زنگ انشا خوشم نمی آمد. چون از همان اول انشایم افتضاح بود. به خاطر همین هروقت خانم معلم، سركلاس انشا موضوعی را مطرح می كرد تا درمورد آن انشا بنویسیم من بیچاره می شدم. البته خیلی تلاش می كردم كه قیافه ام شبیه بهت زده ها نباشد. اما این یك مسأله غیرقابل كنترل بود و هركس سركلاس انشا من را می دید كاملاً متوجه می شد كه قیافه ام عجیب و غریب شده است و تازه این یك بخش از ماجرا بود، بخش دیگر ماجرا این بود كه وقت فكركردن، مدادم را توی دهنم می</description>
<pubDate>Mon, 14 Nov 2016 15:52:19 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/85</guid>
</item>
<item>
<title>کلاغ خواست راه رفتن کبک را بیاموزد</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/84</link>
<description>کلاغ می‌خواست راه رفتن کبک را یاد بگیرد، راه رفتن خودش را هم فراموش کرد کبکی بود که خیلی زیبا راه می‌رفت. همه پرندگان، مجذوب خرامان راه رفتن او بودند. وقتی کبک از دور دیده می‌شد، پرنده های دیگر دست از پرواز و جست و خیز بر می‌داشتند، روی شاخه‌ای می‌نشستند تا راه رفتن او را ببینند. در میان همه پرندگانی که از راه رفتن کبک خوشش می‌آمد، پرنده‌ای هم بود که فکرهای دیگری به سرش زده بود. این پرنده کسی جز کلاغ نبود.</description>
<pubDate>Mon, 14 Nov 2016 15:39:14 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/84</guid>
</item>
<item>
<title>روزی را توصیف کنید که در آن محبت نباشد:</title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/83</link>
<description>به نا م خدا روزی را توصیف کنید که در آن محبت نباشد: روز سختی است،بسیار سخت.سختی که هیچ چیز نمی تواند آن را نرم کند.امروز مانند هیچ روزی نیست.در امروز هیچ محبتی خود را نمایان نمی کند،در این روز هیچ محبتی در جهان هستی نمی باشد. روزی که در آن محبت نباشد،یعنی مرگ،یعنی خاموشی محض و یعنی به جای اینکه خارها از محبت به گل تبدیل شوند،از بی محبتی گل ها خار می شود.محبت مثل چیزی نیست که آن را در دست بگیری،محبت را باید با دل،قلب و روح خود حس کنی.حال شما فکر کنید که اگر</description>
<pubDate>Wed, 09 Nov 2016 19:45:01 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/83</guid>
</item>
<item>
<title>اذان </title>
<link>https://enshay20.blogfa.com/post/82</link>
<description>موضوع انشا:اذان ساعت هفده و بیست دقیقه است. به لحظات آسمانی و پر برکت اذان مغرب نزدیک می شویم دسته های عزاداری نیز به مقصد نزدیک می شوند تا وضو بگیرند و نماز اقامه کنند صدای گوش نواز طبل و سنج ها هر لحظه نزدیک تر می شوند. ناگهان آوای دلنشین اذان تمام وجودم را فرا می گیرد.گویی آبی است سرد که بر پیکر در حال گداختنم می ریزد.غوغا و آشوبی در درونم به وجود می آید.غرق در شادابی ام و روحم پر از نشاط است. طنین صدای مؤذن در مسجد و خیابان ها پیچیده است:((حی علی</description>
<pubDate>Fri, 04 Nov 2016 15:39:04 +0330</pubDate>
<dc:creator>enshay20</dc:creator>
<guid>enshay20.blogfa.com/post/82</guid>
</item>
</channel>
</rss>
